سندرم طناب خلفی
خلاصه مقاله
سندرم طناب خلفی نوع نادری از آسیب ناقص نخاعی با شیوع 1٪ است که بر ستونهای پشتی نخاع تأثیر میگذارد که مسئول درک لمس ظریف، ارتعاش، احساس خود حرکتی و موقعیت بدن (حس عمقی) هستند.
#با_مقاله_درس_بخوانیم
#Posterior_Cord_Syndrome
🔰تعریف:
سندرم طناب خلفی نوع نادری از آسیب ناقص نخاعی با شیوع 1٪ است که بر ستونهای پشتی نخاع تأثیر میگذارد که مسئول درک لمس ظریف، ارتعاش، احساس خود حرکتی و موقعیت بدن (حس عمقی) هستند.
🔰 علت شناسی:
این آسیب می تواند در اثر ضربه به نخاع و آسیب به غلاف میلین که رشته های عصبی را احاطه کرده است ایجاد شود. نمونه هایی از اختلالات دمیلینه کننده عبارتند از کمبود ویتامین B12، مولتیپل اسکلروزیس، عفونت دیررس سیفلیس (نوروسیفلیس). سایر علل کمتر شایع عبارتند از فشار خارجی وارده به طناب نخاعی خلفی توسط تومورها یا تخریب مکانیکی ستون فقرات گردنی و همچنین اختلالات عصبی ارثی، مانند آتاکسی فردریش.
به علاوه، سندرم طناب خلفی می تواند در نتیجه انسداد در شریان نخاعی خلفی رخ دهد، که خون را به ستون های خلفی نخاع می رساند.
از آنجایی که دو شریان نخاعی خلفی وجود دارد، آسیب به یکی از شریانها تنها یک طرف بدن را تحت تأثیر قرار میدهد.
🔰 تظاهرات بالینی:
افراد مبتلا به سندرم طناب خلفی معمولاً با آتاکسی حسی یا اختلال در هماهنگی حرکتی ارادی ناشی از فقدان حس عمقی مراجعه میکنند. آتاکسی حسی می تواند منجر به کاهش تعادل، هماهنگی ضعیف، راه رفتن ناپایدار و زمین خوردن های مکرر شود. این علائم معمولاً در محیط های تاریک یا زمانی که فرد چشمان خود را می بندد بدتر می شود، زیرا بدن نمی تواند برای حفظ تعادل به بینایی تکیه کند. علاوه بر این، برخی از افراد ممکن است مشکلاتی همچون اختلال در احساس لرزش و لمس ظریف را تجربه کنند، در حالی که احساس درد و دما در آنها سالم مانده است.
در برخی موارد، ضایعات طناب نخاعی بزرگ نیز میتوانند بر مجاری ستون فقرات اطراف اثر بگذارند، مانند آنهایی که مسئول عملکرد حرکتی و عملکردهای غیرارادی بدن هستند (مانند فشار خون، هضم، تنفس). درگیری این دستگاهها متعاقباً میتواند منجر به علائم مختلفی از جمله ضعف و اسپاسم عضلانی، کاهش رفلکسهای تاندون، بیاختیاری ادرار یا روده یا فشار خون پایین بسته به شدت ضایعه شود. از آنجایی که عملکرد حرکتی توسط دستگاه قشر نخاعی (یعنی مسیرهای حرکتی نزولی) نخاع قدامی انجام می شود، اکثر افراد مبتلا به سندرم طناب خلفی مشکلی در راه رفتن ندارند. با این حال، برخی افراد ممکن است به دلیل کاهش درک اطلاعات حسی (یعنی حس عمقی) که به حفظ تعادل و وضعیت بدن کمک می کند، افزایش از دست دادن تعادل و راه رفتن ناپایدار را تجربه کنند.
🔰 تشخیص:
سندرم طناب خلفی را می توان با آزمایش های بالینی ارزیابی عملکرد عصبی تشخیص داد. مشکلات حسی را می توان با درخواست از فرد برای شناسایی احساسات مختلف (مانند دما، درد، لرزش) در حین لمس پوست با ابزارهای خاص (مانند سوزن کدر، چنگال تنظیم، سواب پنبه و غیره) ارزیابی کرد. علاوه بر این، آزمایش رومبرگ را می توان برای نشان دادن آتاکسی حسی استفاده کرد. هنگامی که سندرم طناب خلفی تشخیص داده شد، اغلب برای شناسایی علت آسیب نخاعی، به آزمایشات بیشتری همچون آزمایش خون برای بررسی کمبود ویتامین یا نشانگرهای عفونت سیفلیس، و همچنین انجام تصویربرداری برای بررسی نشانههای دمیلیناسیون، فشردهسازی خارجی نخاع یا اختلالات دژنراتیو نیاز باشد.
🔰 درمان:
درمان به علت خاص آسیب ستون فقرات و شدت بیماری بستگی دارد، اگرچه می توان مداخلات توانبخشی شامل فیزیوتراپی و کاردرمانی را برای بهبود کیفیت زندگی در بیشتر افراد توصیه کرد.
✍🏻گرد آورنده: دکتر زهرا نجفی
مارا به دوستان خود معرفی کنید…🌱
🆔@NeurosurgeryAssociation
🆔@Neurosurgery_association
مقالات مرتبط
تومور کندروما
کندروماها تومورهای بسیار نادری هستند که به آرامی رشد میکنند و از بخشهای غضروفی استخوانها به وجود میآیند. در ناحیه جمجمه،این تومور شامل استخوانهای بیس جمجمه و سینوسهای پارانازال میشود
الیگودندروگلیوما
الیگودندروگلیوما، جزو تومورهای اولیه نورواپیتلیال سیستم عصبی مرکزی است.منشاء الیگودندروگلیوما، الیگودندروسیت ها، نوعی از سلول های گلیال مغز است. براساس کرایتریای WHO برای طبقه بندی تومورهای CNS، به 2 نوع، الیگودندروگلیومای درجه 2 و الیگودندروگلیومای درجه 3(اناپلاستیک) تقسیم میشوند.نسبت بروز آن در مردان به زنان، از 1.1 تا 2 متغییر است. به لحاظ هیستوپاتولوژیک در الیگودندروگلیوما، صفحه هایی از هسته های گرد ایزومورفیک به همراه سیتوپلاسم شفاف دیده میشود که با نام کلاسیک"تخم مرغ سرخ شده شناخته میشود. اجسام پساوما و کلسیفیکاسیون های منتشر در تومور وجود دارند.در الیگودنروگلیومای درجه 3، آتیپی هسته ای و نکروز، پرولیفراسیون میکروواسکولار، دانسیته ی بالای سلولی، اشکالی میتوز سلولی نیز دیده میشود.سی تی اسکن بدون کنتراست(NECT) برای ارزیابی علائم غیر اختصاصی سیستم عصبی مرکزی است.الیگودندروگلیوما در CT scan بصورت توده ی حاشیه اMRI وسعت تومور و ماهیت ارتشاحی آن را نشان دهد. در توالی T2 ، بصورت Hypointense و در توالی T1 بصورت، Hyperintense دیده می شود. تقویت شدن تومور با کنتراست اغلب در MRI بصورت هموژن یا Patchy و Ring enhancement نشان دهنده ی تهاجمی بودن تومور و پروگنوز بد آن است.ی هایپودنس یا ایزودنس در کورتکس و ماده ی سفید ساب کورتیکال دیده میشود.تشخیص براساس علائم بالینی، تصویربرداری، ارزیابی هیستوپاتولوژی و مارکر های ژنتیکی IDH1 و IDH2 است. تشخیص های افتراقی الیگوندروگلیوما شامل آستروسیتومای منتشر، گلیوبلاستوما، تومور های نورواپیتلیال دیس امبریوپلاستیک، گانگلیوما و تومورهای مولتی ندولار و واکوئل کننده ی نورونی است. علائم آن غیراختصاصی اند. شایع ترین علامت بالینی ان، تشنج پارشیال ساده یا کمپلکس یا جنرالیزه رخ میدهد.سردرد، تغیییر وضعیت ذهنی، سرگیجه، تهوع، شکایت بینایی و ضعف نورولوژیک فوکال از علائم دیگر است.بطور کلی هر فرد با تشنج جدید یا نقص عصبی فوکال باید تحت تصویربرداری CNS قرار گیرد. درمان الیگودندروگلیوما چندعاملی است و شامل روش های جراحی، شیمی درمانی و رادیوتراپی است. برداشت کامل تومور اولین انتخاب برای درمان اولیه ی الیگودندروگلیوما است و بیوپسی،برای افزایش Survival و تائید تشخیص تومور و نوع آن بکار می رود. تعیین نوع روش جراحی با توجه به محل تومور، بیماری های زمینه ای بستگی دارد. ادامه ی درمان بیمار براساس پروگنوز وی تعیین میشود: در صورت سن کمتر از 40 سال، الیگودندروگلیومای درجه 2 و یا عدم وجود اختلالات نورولوژیک در بیمار، ادامه ی درمان بصورت انتظاری یا رادیوتراپی و کموتراپی با تموزولوماید انجام میشود. ولی در صورت سن بالای 40 سال، الیگودندروگلیومای درجه 3، وجود اختلالات نورولوژیک و یا وجود باقی مانده ی تومور در CNS، ادامه ی درمان رادیوتراپی و کموتراپی با تموزولوماید است.