فتق دیسک قفسه سینه
خلاصه مقاله
درد نخاع سینهای معمولاً از درد نخاع گردنی یا کمری شدت کمتری دارد اما به همان اندازه شایع میباشد. با این حال، مشکلاتی را که در دیگر نواحی نخاع ممکن است پیش بیاید، به وجود نمیآورد. به همین دلیل، درد ناحیهی قفسهی سینه معمولاً به عنوان درد پایین کمر یا پا نادیده گرفته میشود. فتق دیسک توراسیک (TDH) یک واقعهی نادر است. به دلیل وجود دندهها در ناحیهی سینه، نخاع این بخش تقریباً بیحرکت است. به دلیل قطر کوچک کانال نخاعی سینهای، فتق در بیشتر کیسها منجر به مایلوپاتی میشود. TDH ممکن است شرایط مختلفی را بر اساس سطح و شدت درگیری تقلید کند.
#با_کیس_درس_بخوانیم
#Thoracic_Disk_Herniation
#بخش_اول
🧠 مقدمه
درد نخاع سینهای معمولاً از درد نخاع گردنی یا کمری شدت کمتری دارد اما به همان اندازه شایع میباشد. با این حال، مشکلاتی را که در دیگر نواحی نخاع ممکن است پیش بیاید، به وجود نمیآورد. به همین دلیل، درد ناحیهی قفسهی سینه معمولاً به عنوان درد پایین کمر یا پا نادیده گرفته میشود.
فتق دیسک توراسیک (TDH) یک واقعهی نادر است. به دلیل وجود دندهها در ناحیهی سینه، نخاع این بخش تقریباً بیحرکت است. به دلیل قطر کوچک کانال نخاعی سینهای، فتق در بیشتر کیسها منجر به مایلوپاتی میشود. TDH ممکن است شرایط مختلفی را بر اساس سطح و شدت درگیری تقلید کند.
🔰 کیس
بیمار یک زن 25 سالهی سفید پوست و چاق بود. او یک پیشینه از اختلال عملکرد مکرر مفصل ساکروایلیاک و کمری همراه درد پا با منشأ اسکلراتوژنوس داشت. این اپیزودهای درد پایین کمر و پا در پنج سالهی اخیر دو تا چهار بار رخ داده و به تدریج بدتر شده بود. در آخرین اپیزود، الگوی درد به درماتوم S1 تغییر پیدا کرده بود. با توجه به عدم پاسخ بیمار به مراقبتهای محافظتی، او به جراح اعصاب جهت بررسی فتق دیسک L5 احتمالی ارجاع داده شد. MRI یک فتق بزرگ در دیسک L5/S1 نشان داد و در نتیجه برای بیمار microdiskectomy برنامه ریزی شد. جراح یک فتق دیسک بزرگ را پیدا کرد که دور ریشهی عصبی S1 پیچیده شده بود.
جراح بدون هیچ گونه اختلال و مشکلی فتق را برطرف کرد. علائم بیمار پس از جراحی به طور کامل از بین رفت و هیچ گونه مشکل و اختلالی برای او پیش نیامد، شش ماه را بدون درد گذراند و روحیهی او بالا رفته بود. او به تمامی فعالیتهای عادی خود بدون هیچ مشکلی بازگشته بود. او برنامهی ورزشی و کاهش وزن را شروع کرده و کاملاً به برنامه و اهداف خود پایبند بود.
🔰 روند بهبود او طوری خوب پیشرفت که به همراه خانواده شش ماه بعد جراحی به سفر رفت. در آن زمان بود که او پای خود را در یک رمپ معلولان از دست داد. او ناگهانی روی نشیمنگاه خود نشست. این اتفاق باعث ایجاد تنگی در پایین کمر او شد.بیمار کمکهای اولیه را در آنجا دریافت کرده و پس از انتقال و دریافت داروهای ضد درد بدون نسخه بهتر شد. با اتمام تعطیلات و بازگشت به خانه، کمر او شروع به درد و خارش کرد. او همینطور درد دو طرفهی پا با شدت بیشتر در پای راست احساس کرد. درد پایین کمر و پا غیر اختصاصی، ملال آور و خارشی بود. درد تداوم داشت و در هفتهی دوم بعد از سقوط در حد 5/10 گزارش شد. بیمار از این میترسید که دیسک کمر او مجدداً دچار فتق شده باشد. معاینهی ارتوپدی و اعصاب انجام شد. این معاینه برای هر چیزی جز یک سفتی دوطرفه در مفصل ساکروایلیاک منفی اعلام شد. سپس برای بیمار دو هفته دورهی مانیپولاسیون با سرعت بالا، نوسان پایین و وضعیت طرفی تجویز شد. مقداری از درد کمر کاهش یافت ولی تغییری در درد پا ایجاد نشد. او برای یک معاینهی تکمیلی مجدداً به جراح اعصاب ارجاع داده شد.
🔰 جراح اعصاب تصمیم گرفت بیمار را برای MRI دوم جهت بررسی دیسک L5/S1 و تمام دیسکهای کمری دیگر را برای فتقهای احتمالی بفرستد اما هیچ فتق کمری دیگری پیدا نشد. جراح شک کرد که ممکن است سقوط باعث تشدید بافت زخم شده و برای بیمار سه سری تزریق اپیدورال استروئید تجویز کرد تا مشکل را پیدا کند. اولین تزریق علائم بیمار را فقط برای یک روز کاهش داد. تزریق دوم باعث افزایش فشار اینتراتکال شده و باعث احساس درد پایین قفسهی سینه توسط بیمار شد. سومین تزریق باعث درد شدید در قسمت پایینی و میانی نخاع سینهای و درد در هر دو پا با شدت بیشتر در پای راست شد. هیچ گونه بهبودیای با تزریق دوم و سوم ایجاد نشد. جراح سپس روش wait-and-see را توصیه کرد و برای بیمار داروهای ضد التهابی غیر استروئیدی (NSAIDs) تجویز کرد، بیمار را مرخص کرده و به او گفت در صورت نیاز بازمی گردد،#با_کیس_درس_بخوانیم
#Thoracic_Disk_Herniation
#بخش_دوم
🔰 هنگامی که بیمار از درد شدید در نخاع سینهای شکایت کرد، MRI این ناحیه جهت بررسی TDH احتمالی انجام شد. بررسی حس ارتعاش، کاهش حساسیت زیر سطح T8 را نشان داد. تست ترکیبی Valsalva/seated straight-leg raise باعث ایجاد درد کانونی در T10-11 و T11-12 شد. MRI سه TDH را نشان داد که دوتای پایین علائم داشتند. درمانهای حفاظتی شامل درمانهای گالوانیک با ولتاژ بالا، درمانهای فراصوت و مانیپولاسیون ملایم با سرعت بالا و دامنهی پایین به صورت خلفی قدامی در بالا و پایین سطح فتق تجویز شد. بعد از شش هفته درمان محافظتی (15 ویزیت) بیمار بهبود 75% علائم را گزارش کرد. او هنوز از دردهای تند مکرر در کمر و پای خود هنگام انجام فعالیتهای روزانه رنج میکشید.
🔰 بیمار نگران بود که وزن و اندازهی سینههای او روی شدت TDH اثرگذار باشد. او متوجه شده بود دردش هنگامی که برای ساعتهای متوالی میایستد بدتر میشود. برای او توضیح داده شد که هر دو شرایط بیان شده ممکن است وضعیتش را بدتر کند. او درخواست ارجاع به یک جراح پلاستیک جهت مشاوره برای انجام جراحی کاهش سایز سینه و ثابت کردن شرایط و بهبود علائم کرد. همچنین برنامهی کاهش وزن و ورزش را از سر گرفت. جراح پلاستیک موافقت کرد که اندازهی سینهها میتواند در وخیم شدن فتق اثرگذار باشند و بنابراین جراحی توصیه شد. پنج پوند از بافت هر سینه برداشت شد. فشار روی قسمت میانی پشت بیمار کمتر و علائم باقی مانده از TDH از بین رفت. او بهبودی کامل پیدا کرد و فقط گاهی درد در پایین کمر از مفصل ساکروایلیاک و مقداری درد در قسمت میانی کمر با منشأ عضلانی هنگام استفادهی بیش از حد از عضلات داشت. او به کاهش وزن و ورزش ادامه داد. او سپس به زندگی طبیعی و فعالیتهای نرمال خود و دانشگاه بازگشت.
📝 تهیه کننده: دکتر مبینا محمدی کیا
📝ادیتور: دکتر مهدی مهماندوست
✨شکوه دنیای اعصاب در انجمن علمی دانشجویی جراحی اعصاب
با ما همراه باشید.✨
English:
🆔@NeurosurgeryAssociation
Persian:
🆔@Neurosurgery_Association
مقالات مرتبط
سندرم براون سکوارد به دنبال زخم ضربه خنجری به ستون فقرات قفسه سینه
یک مرد ۲۸ ساله با سابقه سوء مصرف مواد مخدر، پس از یک حادثه خشونت آمیز، دچار چندین آسیب شد که منجر به تشخیص سندرم برون-سیکرد (BSS) شد. سندرم برون-سکوآرد یک شکل نادر از آسیب نخاعی ناقص است که با فلج نورون حرکتی فوقانی یک طرفه و از دست دادن پریوستپشن (آگاهی از بدن) با نقص درد و حس دمای طرف مقابل ناشی از نیمسوز یا آسیب جانبی به نخاع مشخص میشود
الیگودندروگلیوما
الیگودندروگلیوما، جزو تومورهای اولیه نورواپیتلیال سیستم عصبی مرکزی است.منشاء الیگودندروگلیوما، الیگودندروسیت ها، نوعی از سلول های گلیال مغز است. براساس کرایتریای WHO برای طبقه بندی تومورهای CNS، به 2 نوع، الیگودندروگلیومای درجه 2 و الیگودندروگلیومای درجه 3(اناپلاستیک) تقسیم میشوند.نسبت بروز آن در مردان به زنان، از 1.1 تا 2 متغییر است. به لحاظ هیستوپاتولوژیک در الیگودندروگلیوما، صفحه هایی از هسته های گرد ایزومورفیک به همراه سیتوپلاسم شفاف دیده میشود که با نام کلاسیک"تخم مرغ سرخ شده شناخته میشود. اجسام پساوما و کلسیفیکاسیون های منتشر در تومور وجود دارند.در الیگودنروگلیومای درجه 3، آتیپی هسته ای و نکروز، پرولیفراسیون میکروواسکولار، دانسیته ی بالای سلولی، اشکالی میتوز سلولی نیز دیده میشود.سی تی اسکن بدون کنتراست(NECT) برای ارزیابی علائم غیر اختصاصی سیستم عصبی مرکزی است.الیگودندروگلیوما در CT scan بصورت توده ی حاشیه اMRI وسعت تومور و ماهیت ارتشاحی آن را نشان دهد. در توالی T2 ، بصورت Hypointense و در توالی T1 بصورت، Hyperintense دیده می شود. تقویت شدن تومور با کنتراست اغلب در MRI بصورت هموژن یا Patchy و Ring enhancement نشان دهنده ی تهاجمی بودن تومور و پروگنوز بد آن است.ی هایپودنس یا ایزودنس در کورتکس و ماده ی سفید ساب کورتیکال دیده میشود.تشخیص براساس علائم بالینی، تصویربرداری، ارزیابی هیستوپاتولوژی و مارکر های ژنتیکی IDH1 و IDH2 است. تشخیص های افتراقی الیگوندروگلیوما شامل آستروسیتومای منتشر، گلیوبلاستوما، تومور های نورواپیتلیال دیس امبریوپلاستیک، گانگلیوما و تومورهای مولتی ندولار و واکوئل کننده ی نورونی است. علائم آن غیراختصاصی اند. شایع ترین علامت بالینی ان، تشنج پارشیال ساده یا کمپلکس یا جنرالیزه رخ میدهد.سردرد، تغیییر وضعیت ذهنی، سرگیجه، تهوع، شکایت بینایی و ضعف نورولوژیک فوکال از علائم دیگر است.بطور کلی هر فرد با تشنج جدید یا نقص عصبی فوکال باید تحت تصویربرداری CNS قرار گیرد. درمان الیگودندروگلیوما چندعاملی است و شامل روش های جراحی، شیمی درمانی و رادیوتراپی است. برداشت کامل تومور اولین انتخاب برای درمان اولیه ی الیگودندروگلیوما است و بیوپسی،برای افزایش Survival و تائید تشخیص تومور و نوع آن بکار می رود. تعیین نوع روش جراحی با توجه به محل تومور، بیماری های زمینه ای بستگی دارد. ادامه ی درمان بیمار براساس پروگنوز وی تعیین میشود: در صورت سن کمتر از 40 سال، الیگودندروگلیومای درجه 2 و یا عدم وجود اختلالات نورولوژیک در بیمار، ادامه ی درمان بصورت انتظاری یا رادیوتراپی و کموتراپی با تموزولوماید انجام میشود. ولی در صورت سن بالای 40 سال، الیگودندروگلیومای درجه 3، وجود اختلالات نورولوژیک و یا وجود باقی مانده ی تومور در CNS، ادامه ی درمان رادیوتراپی و کموتراپی با تموزولوماید است.