انجمن علمی جراحی مغز و اعصاب

عصب واگ چیست؟ Vagus Nerve

27 شهریور 1402
زمان مطالعه: 2 دقیقه
591 بازدید
عصب واگ چیست؟ Vagus Nerve

خلاصه مقاله

عصب واگ، عصب زوج ۱۰ مغزی است که از ساقه ی مغز، بخش مدولا منشا میگیرد…

#با_مقاله_درس_بخوانیم

#10th_Cranial_Nerve_Origin

#Vagus_Nerve

#عصب_واگ

#part_1     

 

        10th Cranial Nerve Origin

                   Vagus Nerve

 مقدمه:

عصب واگ (عصب جمجمه ای [CN] X) طولانی ترین عصب جمجمه ای بدن است که دارای عملکردهای حرکتی و حسی در هر دو جنبه آوران و وابران است. این عصب بر چندین سیستم اندام و مناطق بدن مانند زبان، حلق، قلب و دستگاه گوارش تأثیر می گذارد. عصب واگ توزیع گسترده‌ای در سراسر بدن دارد.

 ساختار و عملکرد:

منشا عصب واگ از بصل النخاع  است و از طریق سوراخ ژوگولار از جمجمه خارج می شود. هنگام خروج از سوراخ ژوگولار، دو عقده روی عصب واگ (بالایی و تحتانی) وجود دارد. عصب جانبی نخاعی (CN XI) به عصب واگ در [دیستال] به گانگلیون تحتانی می پیوندد.

منشاء اجسام سلولی برای عصب واگ از هسته مبهم سرچشمه می گیرد:

۱)هسته حرکتی پشتی X

۲)گانگلیون فوقانی X

۳)گانگلیون تحتانی X

رشته های عصبی از هسته مبهم، فیبرهای احشایی وابران ویژه (ESV) هستند که به واسطه بلع و صداسازی کمک می کنند.

 فیبرهایی که از هسته حرکتی پشتی X سرچشمه می‌گیرند، فیبرهای احشایی وابران (EGV) هستند که کنترل غیرارادی عضلانی اندام‌هایی را که عصب‌بندی می‌کنند (قلبی، ریوی، مری) و عصب دهی به غدد در سراسر دستگاه گوارش را فراهم می‌کنند.

 گانگلیون فوقانی X ، عصب سوماتیک عمومی آوران را به گوش خارجی و پرده صماخ می دهد.

گانگلیون تحتانی X ، فیبرهای احشایی عمومی آوران را به بدن (body) کاروتید و آئورت ارائه می دهد. فیبرهای وابران این عصب به سمت هسته تراکتوس سولیتریوس حرکت می کنند. گانگلیون تحتانی نیز حس چشایی را برای حلق ایجاد می کند و این اطلاعات را به هسته تراکتوس سولیتریوس منتقل می کند.

عصب واگ با حرکت به سمت پایین در داخل غلاف کاروتید، جایی که در خلف و جانب شریان‌های کاروتید داخلی و مشترک قرار دارد، و در داخل ورید ژگولار داخلی قرار دارد، ادامه می‌یابد.

 

 عصب واگ راست از قدام به شریان زیر ترقوه ای و سپس در خلف شریان بی نام حرکت می کند. این عصب با حرکت به سمت راست نای به سمت حفره قفسه سینه فرود می‌آید و به سمت ناف سمت راست خلفی [ریه] می‌رود و به سمت داخل حرکت می‌کند تا شبکه مری را با عصب واگ چپ تشکیل دهد.

 

 عصب واگ چپ از قدام به شریان زیر ترقوه ای می رود و وارد حفره قفسه سینه می شود که بین شریان های کاروتید مشترک چپ و زیر ترقوه ای قرار دارد. سپس به سمت عصب فرنیک و خلفی به سمت ریه چپ فرود می آید، در ادامه از سمت داخل به طرف مری حرکت می کند و شبکه مری را با عصب واگ راست تشکیل می دهد.

 

شاخه های عصب واگ در گردن ساختار ها و شبکه های زیر را به وجود می آورد:

شاخه های عصب حلقی از گانگلیون تحتانی [CN X] که شامل فیبرهای حسی و حرکتی است به وجود می آیند. این فیبرها شبکه حلقی را تشکیل می دهند.

عصب حنجره فوقانی بین شریان های کاروتید خارجی و داخلی حرکت می کند. عصب در نزدیکی سطح هیوئید (لامی) به دو شاخه داخلی و خارجی تقسیم می شود. عصب داخلی حنجره از طریق غشای تیروهیوئید وارد حنجره می شود. قسمت خارجی به صورت دیستال با عروق تیروئید فوقانی حرکت میکند.

 

 رشته‌های عصب حنجره برگشتی راست از عصب واگ در نزدیکی شریان زیر ترقوه ای راست منشعب می‌شوند و به سمت بالا حرکت می‌کنند تا بین عضله کریکوفارنژئوس (انگشتری-حلقی) و مری وارد حنجره شوند. سپس عصب برگشتی حنجره سمت چپ در اطراف قوس آئورت دیستال رباط شریانی حلقه می زند و سپس وارد حنجره می شود.

 

عصب واگ در داخل غلاف کاروتید، عصب فوقانی قلب را آزاد می‌کند و با رشته‌های پاراسمپاتیک مرتبط است.

 

 خون‌رسانی و لنفاتیک: شریان مننژال میانی جریان خون داخل جمجمه ای را برای عصب واگ تامین می کند. خون خارج جمجمه ای از: شریان کاروتید مشترک، شریان کاروتید داخلی، شریان تیروئید تحتانی، شریان کاروتید خارجی، شریان مننژال خلفی، شریان های قفسه سینه داخلی، شریان های برونش( نایژه ای) و شریان های مری است. سیستم واگ در تنظیم انقباض سلول های لنفاوی (حاوی اکتین) نقش دارد.

#با_مقاله_درس_بخوانیم

#10th_Cranial_Nerve_Origin

#Vagus_Nerve

#عصب_واگ

#part_2

 

📌 اعصاب:

🔰 چهار شاخه از عصب واگ در داخل گردن وجود دارد:

۱) شاخه های حلقی

۲) عصب حنجره فوقانی

۳) عصب حنجره برگشتی (recurrent)

۴) عصب فوقانی قلب

 

🟣 شاخه های عصب حلقی ⬅️ عضلات حلق و کام را عصب دهی می کنند (به جز عضله تنسور پالاتین). شبکه حلقی همچنین عصب را به شبکه بین کاروتید که اطلاعات را از carotid body می رساند، تامین می کند.

 

🟠 عصب حنجره فوقانی⬅️ بخش خارجی، ماهیچه کریکوتیروئید را تامین می کند، در حالی که شاخه داخلی مخاط بالای از گلوت (glottis) را تامین می کند.

 

🔴 رشته‌های عصب حنجره برگشتی راست⬅️ همه ماهیچه‌های حنجره از طریق عصب حنجره برگشتی به جز عضله کریکوتیروئید (که توسط عصب حنجره تامین می‌شود) تامین می‌شوند.

 

🟡  عصب فوقانی قلب  با رشته‌های پاراسمپاتیک مرتبط است ⬅️ به قلب می‌رود.

 

📌 ماهیچه‌ها:

عصب واگ ماهیچه های مخطط حنجره و حلق را عصب دهی می کند. دو استثنا وجود دارد: عضله استیلوفارنژئوس (CNIX) و

عضله تانسور ولی پالاتین (V3).

عصب واگ یک عضله زبان را عصب دهی می کند: عضله پالاتوگلوسوس – وظیفه آن بالا بردن قسمت خلفی زبان است.

شاخه خارجی عصب حنجره فوقانی ماهیچه کریکوتیروئید را تامین می کند. 

شاخه‌های حلقی واگ عرضه می‌شوند:  levator veli palatini  (بالا برنده نرم کام)، salpingopharyngeus (لوله ای حلقی)، palatopharyngeus (کامی حلقی) و uvula(زبان کوچک) 

اعصاب برگشتی حنجره به جز عضله کریکوتیروئید (شاخه خارجی عصب حنجره فوقانی) عضلات درونی حنجره را عصب دهی می کنند.

 

📌 ملاحظات جراحی:

توجه به شاخه‌های عصب حنجره‌ای برگشتی در طول جراحی غده تیروئید به دلیل نزدیکی غده و عصب بسیار مهم است.

عصب برگشتی حنجره ممکن است در حین ازوفاژکتومی گردنی، در حین برداشتن دیورتیکول حلقی مری یا آناستوموز معده به مری پس از انجام ازوفاژکتومی ترانس هیاتال آسیب ببیند. در اکسیزیون دیورتیکول و آناستوموز، عصب حنجره برگشتی از فشار اعمال شده توسط کشنده ها در اتاق عمل آسیب دیده است.

در زمان بستن شریان تیروئید فوقانی در طی عمل تیروئیدکتومی می توان به عصب خارجی حنجره آسیب وارد کرد.

 

📌 اهمیت بالینی:

عصب واگ معمولاً از نظر بالینی در پیوند با عصب گلوفارنژیال آزمایش می شود، زیرا اثرات ظاهری آنها اغلب به دیگری وابسته است.

 

🟢 اغلب از بیمار خواسته می شود که دهان خود را باز کند و بگوید "آه"، این امر باید باعث بالارفتن زبان کوچک شود⬅️ اگر ضایعه ای وجود داشته باشد، زبان کوچک از سمت فلج دور می شود.

 

🟡 گرفتگی صدا در بیمار ⬅️  نشان دهنده نیاز به آزمایش تارهای صوتی در بیمار باشد. اگر گرفتگی صدا همراه با رفلکس گگ طبیعی و بالارفتن کام وجود داشته باشد ⬅️ نشان دهنده ضایعه عصب حنجره برگشتی است.

 

در روش مرسوم تحریک عصب واگ، دستگاهی با جراحی در زیر پوست در قفسه سینه کاشته می‌شود و سیم‌های الکتریکی به عصب واگ چپ متصل می‌شوند (سمت چپ بیشتر از راست استفاده می‌شود، زیرا عصب واگ راست به احتمال زیاد شاخه های بیشتری به قلب دارد). تحریک عصب واگ برای درمان صرع و افسردگی تایید شده است.

 

 تحریک حنجره ⬅️ سرفه، آپنه و اثراتی بر سیستم قلبی عروقی مانند برادی کاردی و افت فشار خون

 

ضایعات مرکزی عصب واگ ⬅️ دیسفاژی، دیس آرتری و گرفتگی صدا

 

 انحراف uvula (به سمت طرف مقابل ضایعه) ⬅️ اثرات پاراسمپاتیک گذرا 

سندرم مدولاری جانبی (انفارکتوس شریان مخچه تحتانی خلفی) تخریب اعصاب گلوسوفارنجئال و واگ، هسته مبهم، هسته منفرد و مجاری نخاعی مخچه

نویسنده:دکتر علی خلج معصومی

ادیتور: دکتر فرزان فهیم

مقالات مرتبط

11 تیر 1402
2 دقیقه

مننژیوما

مننژیوما یکی ازتومورهای اولیه سیستم عصبی مرکزی است که در نخاع یا مغز بروز می‌کند و منشأ تومور از سلولهای مننژ و عنکبوتیه است. این تومور معمولاً خوش‌خیم است.تشعشعات یونیزان ، ریسک بیماری را از شش تا ده برابر بیشتر است. سندروم ارثی میتوانند زمینه را برای بروز مننژیوما فراهم کنند.مانند نوروفیبروماتوز نوع 2 (NF2) , Li-Fraumeni، Gorlin، von Hippel-Lindau، بیماری Cowden و نئوپلازی غدد درون ریز متعدد (تیپ1). هورمون‌های جنسی به‌عنوان عوامل خطر دیگر برای ایجاد مننژیوم مطرح میشوند. افزایش بروز بیماری پس از بلوغ در زنان (2:1 در مقابل مردان) و همچنین در طول دوره باروری (حدود 3:1) مطرح کننده این موضوع میباشد. ویژگی بافت شناسی پاتوگنومونیک مننژیوم، تشکیل whorls است که در نهایت به اجسام پساموما تبدیل می شوند. نشانگرهای ایمونوهیستوشیمی برای شناسایی مننژیوم عبارتند از: آنتی ژن غشای اپیتلیال، گیرنده سوماتوستاتین 2A، گیرنده پروژسترون و گیرنده استروژن ؛ آنتی ژن غشای اپیتلیال میباشد. WHO براساس ویژگی های هیستوپاتولوژیک: فعالیت میتوز ، تهاجم مغزی، و یا حداقل سه ویژگی تهاجمی دیگر مانند sheeting ، نسبت هسته به سیتوپلاسم بالا، هسته  برجسته، سلولاریتی بالا و نکروز خود به خودی ، مننژیوم‌ها را طبقه بندی کرده و سه درجه بدخیمی را ذکر کرده است: مننژیوم های درجه یک می توانند طیف وسیعی از الگوهای بافت شناسی مختلف را ارائه دهند این الگوها عبارتند از: مننژوتلیال و فیبروز ، انتقالی، psammomatous,، angiomatous,، microcystic,، ترشحی، غنی از لنفوپلاسمیت و متاپلاستیک. از معیارهای طبقه بندی طیف درجه 1 : نرخ میتوز پایین، 4 در 10 HPFs و عدم تهاجم مغزی میتوان اشاره کرد. مننژیوم درجه 2 حداقل 3 ویژگی از ویژگی های زیر است: افزایش سلولاریتی، سلول های کوچک با نسبت بالای هسته به سیتوپلاسم، هسته برجسته، رشد مداوم بدون الگو یا رشد ورقه مانند، و کانون های نکروز خود به خود یا جغرافیایی. این طیفمی توانند بافت شناسی سلولی واضح و کوروئیدی داشته باشند. مننژیوم درجه 3 با ویژگی های بافتی بدخیمی تعریف میشود. چنین ویژگی هایی شامل سیتولوژی بدخیم (مانند ظاهری شبیه به سارکوم، کارسینوم یا ملانوم) یا شاخص میتوزی بالا است. زیرگروه هایی که دارای پتانسیل بیشتری برای تکثیر هستند، با درجه های II و III همراه هستند. اکثرا بدون علامت هستند ولی به محل درگیری ارتباط دارند. مننژیوم ها در تمام قسمت های جمجه یافت میشوند؛ خصوصا در ناحیه پاراساژیتال، و به دنبال آن فاکس، سینوس کاورنوس، توبرکلوم سلا، Lamina Cribrosa، تورامن مگنوم و Torcular Zones. علائمی همچون سردرد ، نقایص نورولوژیک کانونی یا تشنج عمومی و جزئی ، تیپیکال هستند. تغییرات شخصیتی، سردرگمی و تغییر سطح هوشیاری را میتوان مشاهده کرد و ممکن است به اشتباه به عنوان زوال عقل یا افسردگی تشخیص داده شود. مننژیوم های ستون فقرات اغلب در ناحیه توراسیک قرار دارند. هر فردی که اخیراً تشنج های او شروع شده یا علائم عصبی کانونی دارد که احتمال میرود با توده داخل جمجمه ارتباط داشته باشد، باید تحت تصویربرداری رزونانس مغناطیسی از مغز قرار گیرد. تشخيص آن راديولوژيك است و اگر تصويربرداري قویا حاكي از مننژيوم باشد، بيوپسي(روش تشخیص قطعی) اجباري نيست. در هر روش تصویربرداری، مننژیوم ها ویژگی های بسیار مشخصی را نشان می دهند که امکان تشخیص دقیق آنها را فراهم می کند و امروزه حتی سرنخ هایی برای تشخیص های بافت شناسی نیزارائه میدهند. بیشتر توده های کانونی و خارج محوری مننژیوم هستند و گاهی اوقات وجود جریان(شکاف) CSF در مجاورت تومور دیده می شود.   تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI) روش استانداردی برای تشخیص رادیولوژیکی و نظارت بر مننژیوم است. میتوان از آن برای افتراق بین عود مننژیوم های تحت درمان با جراحی و تغییرات رادیولوژیک مرتبط با درمان (مانند ضخیم شدن دورا) استفاده کرد. در CT، کلسیفیکاسیون داخل ضایعه تغییرات استخوانی(هیپراستوز)، افزایش علائم عروقی و کلسیفیکاسیون پساموماتوز نیز دیده میشود. در اسکن های CT و MRI، مننژیوم ها به صورت بدون تکیه و یا ساقه دار(dural tail) با ظاهری ایزودنس و لکه مانند(به دلیل تشکیل عروق) دیده میشوند. مننژیوم خوش خیم دارای dural tail ضخیم و تقویت کننده کنتراست خواهد بود.نکروز مرکزی (hypointense T1، غیر تقویت کننده) را می توان در هر دو مننژیوم خوش خیم و بدخیم مشاهده کرد. درگیری عروق مغزی یک ویژگی شایع است، به ویژه برای مننژیوما های قاعده جمجمه، که ممکن است به شریان های کاروتید و بازیلار یا شاخه های آنها نزدیک شود. برای مننژیوم قاعده جمجمه، 18-fluoro-ethyl-tyrosine PET می تواند به تشخیص کمک کند. سایر تشخیص‌های افتراقی شامل دیگر بیماری‌های عفونی، التهابی یا نئوپلاستیک است که دورا یا فضای ساب دورال را درگیر می‌کنند، مانند متاستاز سایر تومورها، پلاسماسیتوما، لنفوم، تومور فیبری منفرد، گلیوسارکوم، سارکوئیدوز، گرانولوماتوز و سل. درمان 1)جراحی: برای تومورهای در حال رشد و علامت دار، استاندارد مراقبت یک رویکرد جراحی است. مکان نوروآناتومیک تومر، رویکرد جراحی را تعیین میکند؛ به طور مثال تومورهای پاراساژیتال ، با وجود سطحی بودن اما به دلیل درگیری سینوس ساژیتال ، پیچیده محسوب میشوند. تکنیک‌های جدید جراحی شامل رویکردهای آندوسکوپی، جراحی هدایت‌شده با تصویر، مانیتورینگ عصبی، یا استفاده از ناوبری حین عمل و سیستم‌های نوری است که امکان تجسم گسترده‌تر حین عمل را فراهم می‌کند. روش های آندوسکوپی از طریق حفره بینی برای درمان مننژیوم های موضعی در شیار بویایی، planum sphenoidale و tuberculum استفاده شده است.رادیوتراپی کمکی با هدف کاهش خطر عود و بهبود کنترل موضعی، مفید است. هنگامی که تومور برداشته می شود، از نوعی چسب برای جایگزینی دورا استفاده می شود. گسترش میزان برداشت(برش) از بافت با درجه سیمپسون اندازه گیری می شود و در پنج دسته قرار میگیرند: 1. برداشتن کامل، با برداشتن دورا و استخوان 2. برداشتن کامل کامل با انعقاد دورال 3. برداشتن ماکروسکوپی، بدون برش دورال یا انعقاد 4. برداشتن ساب توتال 5. بیوپسی جراحی می تواند عوارض عصبی، عصبی شناختی و عملکردی ایجاد کند و کیفیت زندگی این بیماران را محدود می کند. 2)پرتو درمانی: اگر برداشتن ساب توتال یا عوارض عمل جزء پیامدهای احتمالی باشد، باید به عنوان یک رویکرد درمانی اولیه در نظر گرفته شود. و برای کنترل رشد موضعی تومور استفاده میشود. در مننژیوم های درجه 1 در صورت برداشت ناقص در مناطق پرخطر مانند سینوس کاورنوس میتواند از رادیوتراپی استفاده کرد. در مننژیوم های درجه دو، نقش پرتودرمانی کمکی هنوز بحث برانگیز است، اما در موارد برداشت ناقص می توان آن را مد نظر قرار داد. مننژیوم درجه III با خطر بالاتر عود بعد از برداشتن همراه است، بنابراین رادیوتراپی با دوز بالا بعد از عمل استاندارد مراقبت است و با بهبود کنترل موضعی در ارتباط است. 3)درمان های سیستمیک: عوامل شیمی درمانی سیتوتوکسیک بررسی شده اثربخشی محدودی داشته اند و با دستورالعمل های اجماع توصیه نمی شوند.

30 شهریور 1403
2 دقیقه

سودوتومور مغزی

سودو تومور مغزی یک وضعیت نادر است که با افزایش فشار داخل جمجمه‌ای ناشناخته (IIP) مشخص می‌شود و با علائم دیگری مانند تورم  دیسک بینایی، سردرد، از دست دادن بینایی، وزوز گوش و دوبینی همراه است. 💠از آنجا که علائم آن مشابه ضایعات توده‌ای مغزی هستند، به همین دلیل نام سودو تومور مغزی با "تومور کاذب مغزی" مرتبط شده است.

0 لایک
0 نظر
دانلود

نویسندگان

خانه

دوره‌های آموزشی

مقالات

حساب کاربری